ماجرا های عباس کوچولو
ماجراهاي عباس كوچولو
اسم من عباسه
فاميليم كالباسه
مادرم وسواسه
پدرم عكاسه
خواهرم ليسانسه
بامن مي ره مدرسه
زنگ اول رياضي
همه در حاله بازي
زنگ دوم ديكته
همه در حال سكته
زنگ سوم علوم
همه در حال حموم
زنگ چهارم ورزش
همه در حال نرمش
زنگ پنجم ديني
همه دستا تو بيني
در ميارن شيريني
مي دن به بچه نيني
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۸/۰۹/۱۰ ساعت 18:3 توسط علی جمالی
|